فارغ التحصیلی
بالاخره بعد از 2 سال درس و کلاس و پروژه و از همه مهمتر لهجه هندی MBA هم تموم شد.درس خوندن تو هر
مقطعی با همه خوبیا و بدیاش وقتی به آخرش نزدیک میشی واقعا دلگیره.مخصوصا وقتیکه تو یه کشور غریب
باشی،اونوقته که همه همکلاسیات مثه اعضای خانواده ات میشن و وای به روزی که درست تموم میشه و هر
کسی راه خودشو میره و تو میمونی و یه دنیا خاطره...ولی خوب چه میشه کرد،قانون زندگی همینه و از این به
بعد هر کدوم از ما باید برای ادامه راه تصمیم بگیریم.
خلاصه اینکه علت غیبت طولانی ما هم از یه طرف به خاطر امتحانا بود و از طرف دیگه اومدن دانشجویان جدید
الورود به حیدرآباد،که خدا رو شکر با دعای همه دوستان همه چیز به خوبی و خوشی پیش رفت...از این به بعد
هم ایشاا... زود به زود آپ میکنم.
تو این مدت اتفاقای زیادی تو حیدرآباد افتاد که شاید کم و بیش به گوش شما دوستان رسیده باشه.یکی از این
اتفاقات این بود که دانشگاه جواهر امسال تدابیر جدیدی رو برای دانشجویان خارجی اتخاذ کرده بود،و یکی از
این تدابیر این هستش که این دانشگاه امسال فقط 15 درصد از دانشجویان خارجی رو پذیرش میکنه.و تعداد
زیادی از دوستانی که پذیرش اولیه از دانشگاه جواهر رو داشتند مجبور شدند که به شهرهای دیگه برن و یا به
ایران برگردند.
خدا رو شکر دانشجویان ما جزو معدود دانشجویانی بودند که پذیرفته شدند و اونهم به خاطر این بود که
هماهنگی های لازم از قبل انجام شده بود و همه عزیزان به موقع به حیدرآباد رسیدند و کار ثبت نام اونها در
دانشگاه به موقع انجام شد و تمامی این دوستان موفق شدند در رشته مورد نظرشون شروع به تحصیل کنند.
ما هم برای این دوستان آرزوی موفقیت و سلامتی داریم و امیدواریم که همیشه اونها رو شاد و سر حال ببینیم.
این پست از یه طرف خوشحال کننده بود برای دوستان عزیز تازه وارد و از طرفی کمی دلگیر بود به خاطر فارغ
التحصیلی و خاطرات خوبی که با همه دوستان تو این 2 سال داشتیم.آرزو میکنم که همه دوستان و
همکلاسیهای خوبم به همه آرزوهای قشنگشون برسن و همیشه شاد و پیروز باشن.
در گذرگاه زمان
خیمه شب بازی دهر
روزها با همه تلخی و شیرینی می گذرند و
بهاران ز پی هم سپری میگردند
عشق ها می میرند
رنگ ها رنگ دگر می گیرند
و در این میان فقط خاطره است
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده بجا می ماند
یا حق